محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1487
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ص 201 ، س 10 : نام كامل « ثابت » ، « ثابت بن قيس بن شمّاس » است و آن ديگر « زبير بن باطا القرظى » كنيهء او ابو عبد الرحمن . زبير به فتح اول درست است . ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 1495 ) داستان اين زبير و زنهار خواستن او از رسول الله به خواهش ثابت ، و زنهار دادن رسول خدا او و خاندان او و دارايى او را ، و آنكه چون دانست با اين همه او را از ياران و همدمان كس نمانده است ، از ثابت خواست او را به ياران ملحق كند ، و ثابت نيز سر او برگرفت ، خواندنى و عبرت آموز است . ر . ك : سيرة النبى ، الجزء الثالث ، صص 62 - 261 ، تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 96 - 1495 ، و الكامل ، ج 2 ، صص 18 - 217 . ماجراى زبير در الكامل در « ذكر غزوهء خيبر » آمده است . ص 204 ، س 6 : عبد ودّ را در متن بر مبناى بسيارى از منبعها چنين اعراب گذارى كردم ، به ضم واو . ولى سپس دريافتم صورت عبد ودّ درست است به فتح واو . در قرآن آمده است ( سورهء نوح ( 71 ) ، آيهء 22 ) : * ( وَقالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلا سُواعاً وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْراً 71 : 23 ) * . « و اتخذت كلب ودّا بدومة الجندل » . ( كتاب الاصنام كلبى ، متن با ترجمهء سيد محمّد رضا جلالى نائينى ، 1348 ، ص 10 چاپ دوم ، نشر نو ، 1364 ، ص 10 ) . ص 205 ، س 14 : آن يهودى خدعه گر نعيم بن مسعود ، ابن عامر بن أنيف بن ثعلبة بن قنفذ بن . . . غطفان است . داستان او به تمام در المغازى ، ج 2 ، صص 93 - 480 ترجمهء مغازى ، ج 2 ، صص 65 - 361 ، و در متن تاريخ طبرى ، ( ج 3 ، ص 1480 ) با نام كامل او آمده است . و نيز ر . ك : الكامل ، ج 2 صص 84 - 182 . ص 205 ، س 24 - 22 : اگر فعلها بوجهى ناهماهنگ است ، در اساس و ديگر نسخه ها چنين بوده است و به گمان من قابل توجيه است و درست . ص 208 ، س 7 : ماجرا در سيرت رسول الله ( ج 2 ، صص 27 - 726 ) به اجمال آمده است . در متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1463 ) آمده است كه پيامبر ، سباع بن عرفطة الغفارى را به جاى خود در مدينه نشانيد ، و عيينة بن حصن فزارى را چراگاه داد ، و نيز در الكامل ( ج 2 ، صص 78 - 177 ) . اعراب درست : دومة الجندل است . ر . ك : مغازى ، ج 1 ، ص 402 ، طبقات ، ج 1 ، ق 2 ، ص 45 .